توقف دیگه آزاده! نمیدونم یه آدم چطور میتونه انقدر خوددرگیری داشته باشه؟! شما میدونید آیا؟!!
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 19:32  توسط مستمع آزاد
|
ميگه تو خوبى! ميگم آره،اما مثل فريد با من به كسى خوش نميگذره! ميگه لياقت ندارى! ميگم رجوع كن به پست " تقسيم خدايى! " ميگه مظلوم نمايى ميكنى! ميگم نميدونستم باورش اينقدر سخته كه فك ميكنى دارم مثل 61 وانمود ميكنم! ميگه برو! اما اگه رفتى پشت سرتم نگاه نكن! (اينجورى نگام نكن! قد يه ارزن هم شوخى نداشت!) ميگم زمين گرده! هر طرفى كه ميرم باز ميرسم همين جا! ميگه هرجور راحتى! ميگم تمام راحتيش واسه تو، به شرطى كه ديگه اينقدر به راحتى من اهميت ندى!!! ميگه حرفات تكراريه، حوصله شنيدن ندارم! ميگم كاش يه بار گوش ميدادى! :)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 2:30  توسط مستمع آزاد
بازم معلوم شد که من هیچ حقی ندارم! شایدم کسی بهم حق نمیده! نمی دونم.. شاید بهتر بود یه وکیل می گرفتم!!!
یک هفته ی متوالی ناراحتی پشت ناراحتی..
خسته شدم... وا رفتم... مردم...
+ خوبه که این چند روزه رو نوشتم. اینقدر هست که ارزش پاک کردن داشته باشه... بدجوری لازم دارم یه چیزی رو پاک کنم. هر چند که ایندفعه دیگه پاک کردن وبلاگ هم جواب نمیده!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 14:8  توسط مستمع آزاد
1. گاهی وقتا آدم تو یه موقعیت خاص یه چیزایی رو درک نمی کنه! بعدا یه کم چشم و گوشش باز میشه (با سر و گوشش می جنبه هیچ تشابه معنایی نداره!) تازه می فهمه چی به چیه!!
حقیقتش چند ماه پیش یکی از دوستام ناجور دپ زده بود. منم هی فرت فرت انواع و اقسام sms رو میفرستادم که خیر سرم کمکی کنم و از دپرسی در بیاد مثلا! یه دفعه پشت سر یکی از اون sms های بی سر و ته برگشت گفت: " وقتی sms میزنی اولش خوشحال میشم، اما وقتی میام سر گوشی میبینم همش توئی!! "

منو بگی حالم چنان بد شد در حد تب و لرز! که تا دو ماه سراغشو نگرفتم که تو چرا نفهمیدی من قصدم چی بوده و فلان و بیسار...

امروز حال و روزم دقیقا همین جوری بود! منتظر یه چیزی بودم. اما هر چیزی اتفاق می افتاد الا اونی که من می خواستم! خلاصه که باعث شد یاد اون اتفاق بیفتم و تازه بفهمم خیلی حس ها هست که من نمی فهممشون! خیلی وقتا آدم منتظر هر اتفاقی نیست، منتظر یه اتفاق خاصه! یه اتفاق خاص که هیچ اتفاق خوب یا بد دیگه ای نمی تونه جاشو پر کنه!
... اون وقته که صدای زنگ sms رو مخته و ترجیح میدی سایلنت باشه تا هیچی نشنوی!
2. امنیت کلا چیز خوبیه. امنیت مالی، جانی، احساسی، ... و عدم امنیت کلا چیز بدیه! (عدم وجود همون قبلی ها!). از انواع و اقسام امنیت ها یه دونه امنیت مجازی واسم مونده بود که امروز دود شد رفت هوا! بدبین شدم حسابی.
بی خیالی طی می کنم فهلن! 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 2:50  توسط مستمع آزاد